تبلیغات 
فقال : یا بُنُیَةٍ سُمُعتّ رُسول
الله صلی الله علی و آله یُقول : اَلنُّظرُ الی وُجهّ علیٍّ عباده
عایشه گوید : پدرم ابوبکر را
دیدم که به صورت علی علیه السلام زیاد می نگریست، علت را از او پرسیدم، گفت :دخترم
! از رسول خدا شنیدم که فرمود نگاه به صورت علی علیه السلام عبادت است. [1]
2- عن اَبی
الحُمرا : قال رسول الله صلی الله علی و آله
مُن اَرادُ اَن یُنظُرُ اِلی آدم فی عِلمه و اِلی نوح فی فَهمٍه و اٍلی اٍبراهیمُ
فی حٍلمٍهٍ وُ اٍلی یُحیُی بنِ زَکَرِیّا فی زُهدٍه وُ اٍلی موسُی بنِ عٍمرانَ فی بُطشٍه
، فَلیُنظُر اٍلی علیٍّ بن اَبی طالِب.
پیامبر اکرم فرمودند : هر کس
می خواهد علم آدم و فهم نوح و حلم ابراهیم و زهد یحیی بن زکریا و قدرت موسی بن عمران
را ببیند به علی بن ابی طالب بنگرد.[2]
3- عن بلال
بن حمامه : قال رسول الله صلی الله علی و آله: اٍن الله لَمّا اَرادُ اَن یُزُوّجُ
عُلِیَّا فاطٍمةَ اَمُرُ مُلَکاً اَن یُهُزَّ شُجُرُ طوبی فَهُزَّها فَنُشُرُت رُقاقاً
وُ اَنشُأ الله مُلائکةً التُقَطُوها فَاِذا کانُت القِیامُةُ ثارُت الملائکةُ فِی
الخُلقِ فَلا یُرُونَ مُحٍبُا لَنا اَهلَ البُیتِ محضاً اِلّا دُفَعُوا اِلیهِ مِنها
کِتاباً بِرائةً لَةُ مِنُ النّارِ مٍن اَخی وُ ابنُ عُمٍّی وُ اِبنُتی فَکاکُ رِقابِ
رِجالٍ وُ نِساءٍ مٍن اُمُتّی مٍنُ النّار.
پیامبر اکرم صلی الله علی و آله
فرمودند : چون خداوند اراده کرد تا فاطمه را به همسری علی در آورد ، به فرشته ای امر کرد تا درخت طوبی را تکان دهد و آن فرشته طوبی
را تکان داد و از آن برگهایی فرو ریخت.پس چون روز قیامت فرا رسد ، این ملائکه در بین
مخلوقات جستجو کرده ، هر دوستدار خالص از محبّین ما اهل بیت را ببینند ، نوشته ای را
(از برگهای فرو ریخته در ازدواج ملکوتی حضرت علی و حضرت فاطمه) به او می دهند که آن
نوشته برات رهایی او از آتش است و در آن آمده است : از جانب برادر و پسر عموی و دختر
من ، این سند آزادی مردان و زنانی از امت من از آتش است.[3]
4- عن ابن
عباس : قالَ رُسولِ الله صلی الله علی و آله : لَیلةَ عُرِجُ بی اِلی السَّماءِ رُأیتّ
عُلی بابِ الجُنَّةِ مُکتوباً : لا اله الا الله محمد رُسول الله علیٌٍّ حِبَ الله
وُ الحُسُنُ وُ الحُسُینُ صُفوُةِ الله فاطٍمُةُ خٍیُرُةُ الله عُلی باغٍضٍهِم لَعنُةُ
الله .
پیامبر اکرم فرمودند: در شب معراج
که به آسمان رفتم ، این جملات را بر در بهشت دیدم : معبودی جز الله نیست ، محمد رسول
خداست ، علی حبیب خداست ، حسن و حسین برگزیدگان خدایند ، فاطمه انتخاب شده خداست ،
خشم خدا بر دشمنان آنان باد.[4]
5- عن ابن
عباس : قال رُسول الله صلی الله علی و آله
: مُن سُرَّهُ اَن یُحیی حُیاتی و یُموت مُماتی و یُسکُنُ جُنَةَ عُدنٍ غَرُسُها رُبّی ، فَلیُوالِ عُلِیّاً مٍن بُعدی وُلیُوالِ وُلٍیَّه وُ لیُقتُدِ
الائٍمَةٍ مٍن بُعدی فَاٍنَهّم عٍترُتی ، خُلٍقُوا
مٍن طینُتی رُزِقُوا فَهماَ وُ عٍلماً وُ وُیلٌ
لٍلمُکَذِّبینَ لِفَضلٍهِم مٍن اُمَّتی اَلقاطٍعینُ فیهِم صٍلَتی . لا اَنالَهُم
الله شُفاعُتی.
پیامبر اکرم فرمودند : هر کس
دوست دارد که همچون من زندگی کند و بمیرد و در بهشت ابدی که پروردگارم آن را ایجاد
کرده ساکن شود ، پس باید پس از من ولایت علی را بپذیرد و دوستدار او را دوست بدارد
و از پیشوایان پس از او اطاعت کند که آنها
فرزندان من بوده از خاک من آفریده شده و فهم
و علم به آنها ارزانی شده است و وای بر کسانی از امت من که فضائل آنها را انکار کرده
و حق انتساب آنها به من را مراعات نمی کنند.
خداوند شفاعت مرا به آنها نرساند. [5]
6- عن انس
بن مالک : قال رسول الله صلی الله علی و آله عُنوانُ صُحیفَةٍ المُؤمٍنِ حّبُّ عُلیّ
بنِ اَبی طالٍب.
پیامبر اکرم فرمودند : سر لوحه
نامه اعمال مؤمن در قیامت محبت علی بن ابی طالب علیه السلام است.[6]
7- عن ابن
عباس: قالَ رُسول الله صلی الله علی و آله حّب عُلیٍ یُأکُلُ الذُّنوبُ کَما تُأکُلُ
النارُ الحُطَب
پیامبر اکرم فرمودند : دوستی
علی علیه السلام گناهان را می خورد همانطور که آتش هیزم را می خورد.[7]
-----------------------------------------------------------------------------------------
پی نوشت :
[1]الریاض
النضره – 2/219
[2] الریاض
النضره – 2/218
[3] تاریخ
بغداد – 4/210
[4] تاریخ
بغداد – 1/259
[5] حلیة
الاولیاء – 1/68
[6] تاریخ
بغداد – 4/410
[7] کنز الاعمال – 6/158
عایشه دختر ابی بکر بن ابی قحافه،یکی
از زنان پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم است بر اساس تواریخ معتبر،عایشه
میانه خوبی با علی علیه السلام و فاطمه علیها السلام و فرزندان ارجمند آنان نداشت.و
این بغض و خصومت او در جنگ جمل کاملا ظاهر شد.یعنی همان زمان که او به خود اجازه میدهد،همه
سفارشهایی را که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در مورد لزوم پیروی و اطاعت از علی
علیه السلام بیان فرموده است،نادیده بگیرد،و آشکارا در مقابل آن حضرت اقدام به مبارزه
کند.
اما مطلب مهم این است که حقیقتا
فضیلت و کمال بی منتهای علی علیه السلام و خاندان پاک آن حضرت به اندازهای درخشندگی
و نور افشانی دارد،که بسان خورشید تابان،هیچ کس و هیچ چیز قادر به جلوگیری از پرتو
افکنی آن نیست.به طوری که عایشه نیز با چنین طرز تفکری هرگز نتوانست فضائل و کمالات
آنها را کتمان کند.اکنون بهمواردی از سخنان و مرویات او توجه میکنیم:
الف:عن هشام بن عروة،عن ابیه،عن
عائشة قالت:قال رسول الله صلی الله علیه وآله و سلم:ذکر علی عبادة. [1]
هشام بن عروه از پدرش،از عایشه
روایت میکند که گفت:رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:یاد کردن علی عبادت
است.
ب:عن عائشة،ان رسول الله صلی
الله علیه و آله و سلم خرج و علیه مرط مرجل من شعر أسود،فجاء الحسن فأدخله،ثم جاء الحسین
فأدخله،ثم فاطمة،ثم علی،ثم قال:«انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس أهل البیت». [2[
از عایشه روایت شد که رسول خدا
صلی الله علیه و آله و سلم بیرون آمد در حالی که عبای منقوش را که از موی سیاه بود،بر
تن خود داشت.پس حسن علیه السلام آمد و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم او را داخل
آنکساء کرد.سپس حسین علیه السلام آمد و آن حضرت حسین علیه السلام را نیز داخل کساء
نمود،آنگاه فاطمه علیها السلام و بعد علی علیه السلام آمدند و داخل کساء شدند.سپس رسول
خدا صلی الله علیه و آله و سلم (این جملات قرآن کریم را بیان) فرمود:انما یرید الله
لیذهب عنکم الرجس اهل البیت.
ج:عن عائشة...قالت:رحم الله علیا
لقد کان علی الحق... [3] ،«عایشه گفت:خدا علی را رحمت کند که حقیقتا بر حق بود...»
د:عن جمیع بن عمیر قال دخلت علی
عائشة،فقلت لها:من کان احب الناس الی رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم،قالت:أما
من الرجال فعلی،و أما من النساء ففاطمة. [4[
جمیع بن عمیر گوید که بر عایشه
وارد شدم،پس به او گفتم:محبوبترین مردم نزد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم
چه کسی است؟گفت:اما از مردان پس علی و اما از زنان پس فاطمه. (نزد پیامبر صلی الله
علیه و آله و سلم محبوبترند).ه:عن شریح بن هانی،عن ابیه،عن عائشة،قالت:ما خلق الله
خلقا کان احب الی رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم من علی. [5[
شریح بن هانی از پدرش روایت میکند
که عایشه گفت:خلق نکرد خداوند آفریدهای را که نزد رسول اکرم صلی الله علیه و آله و
سلم محبوبتر از علی علیه السلام باشد.
و:عن عطاء قال:سألت عائشة عن
علی علیه السلام،فقالت:ذاک خیر البشر لا یشک فیه الا کافر. [6[
عطا گفت از عایشه در مورد علی
علیه السلام سؤال کردم،عایشه گفت:او بهترین انسان است،و در این مطلب شک و تردید نمیکند
مگر کافر.
ز:...حدثنا جعفر بن برقان قال:بلغنی
ان عائشة کانت تقول:زینوا مجالسکم بذکر علی علیه السلام.
جعفر بن برقان روایت کرد که با
خبر شدم که عایشه میگفت:مجالس و محافل خود را با یاد علی علیه السلام زیبایی ببخشید.
ح:عائشة رفعته:ان الله قد عهد
إلی من خرج علی علی فهوکافر فی النار،قیل:لم خرجت علیه؟!قالت:أنا نسیت هذا الحدیث یوم
الجمل حتی ذکرته بالبصرة و أنا استغفر الله. [7[
عایشه به حدیث مرفوع (از پیامبر
اکرم صلی الله علیه و آله و سلم) روایت کرد که:همانا خداوند مقرر نمود که هر کس بر
علی،خروج کند،کافر و در آتش دوزخ است. (وقتی عایشه این حدیث را بیان کرد به او) گفته
شد:چرا تو بر علی خروج کردی؟عایشه گفت:من این حدیث را در جمل فراموش کرده بودم تا آنکه
در بصره به یادم آمد و توبه کردم.
ط:عن عطاء بن ابی رباح،عن عائشة،قالت:علی
بن ابی طالب اعلمکم بالسنة. [8[
عطا پسر ابی رباح،از عایشه روایت
کرد که گفت:عالمترین شما به سنت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم،علی بن ابی طالب
است.
ی:عن عطاء عن عائشة قالت:علی
اعلم اصحاب محمدصلی الله علیه (و آله) و سلم. [9[
از عطا روایت شد که عایشه گفت:داناترین
اصحاب محمد صلی الله علیه و آله و سلم،علی علیه السلام است.
ک:عن عائشة،قالت:قال رسول الله
صلی الله علیه و آله و سلم،و هو فی بیتها لما حضره الموت:ادعوا لی حبیبی[قالت]فدعوت
له ابو بکر فنظر الیه ثم وضع رأسه ثم قال:ادعوا لی حبیبی.فدعوا له عمر،فلما نظر الیه
وضع رأسه،ثم قال:ادعوا لی حبیبی،فقلت:ویلکم ادعوا له علی بن ابی طالب،فوالله ما یرید
غیره[فدعوا علیا فأتاه]فلما أتاه أفرد الثوب الذی کان علیه ثم أدخله فیه فلم یزل
یحتضنه حتی قبض و یده علیه. [10[
از عایشه روایت است که گفت،رسول
خدا صلی الله علیه و آله و سلم به هنگام رحلت و احتضار در خانه او بود و فرمود:حبیب
مرا نزدمن فرا خوانید پس ابو بکر را فرا خواندیم،حضرت نگاهی به او کرد و سپس سر خود
را برگرداند و فرمود:حبیب مرا نزد من فراخوانید،پس عمر را فراخواندیم،وقتی حضرت به
او نگاه کرد سر خود را برگرداند و فرمود:حبیب مرا نزد من فراخوانید،پس من گفتم:وای
بر شما،علی بن ابی طالب را برای او فراخوانید،به خدا سوگند غیر از علی را اراده نفرموده
است،پس علی را فراخواندند وقتی آن حضرت آمد،رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم پارچهای
را که روی خود داشت،کنار زد،پس علی علیه السلام را داخل آن پارچه نمود،و او را از خود
جدا نکرد تا رحلت نمود،در حالی که دست پیامبر بر بدن علی علیه السلام بود.
ل:عن عائشة قالت:رأیت النبی صلی
الله علیه و آله و سلم التزم علیا و قبله و[هو]یقول:بابی الوحید الشهید،بأبی الوحید
الشهید. [11[
عایشه گوید که پیامبر اکرم صلی
الله علیه و آله و سلم را دیدم ملتزم و همراه علی بود و او را بوسید و میفرمود:پدرم
فدای شهید تنها،پدرم فدای شهید تنها.
------------------------------------------------------------------------------
پی نوشت :
[1] ابن
مغازلی در حدیث 243 از مناقب،ص 206،ط.1
ـ ابن عساکر در شرح حال امام
علی علیه السلام از تاریخ دمشق،ج 2،ص 408،حدیث 914 شرح محمودی.
ـ ابن کثیر در البدایة و النهایة،ج
7،ص 358،و متقی هندی در کنز العمال،ج 11،ص.601
ـ سیوطی در تاریخ الخلفاء،ص.172
ـ شیخ سلیمان قندوزی حنفی در
ینابیع المودة،باب مناقب السبعون،ص 281،حدیث 46 و نیز ص.312.
[2] زمخشری
در تفسیر کشاف،ج 1،ص 369،ذیل آیه 61 از سوره آل عمران،فمن حاجک...،
[3] ابن
کثیر در البدایة و النهایة،ج 7،ص 305،حدیث.14.
[4] حاکم
در المستدرک،ج 3،ص 154 و.157
ـ شیخ سلیمان قندوزی حنفی در
ینابیع المودة باب 55،ص 202 و 241.
ـ ابن عساکر در شرح حال امام
علی علیه السلام از تاریخ دمشق،ج 2،ص 167،شرح محمودی.
ـ ابن کثیر در البدایة و النهایة،ج
7،ص 355 و دیگران.
[5] ابن
عساکر در شرح حال امام علی علیه السلام از تاریخ دمشق،ج 2،ص 162،حدیث 648،شرح محمودی.
[6] همان
مأخذ،ج 2،ص 448،حدیث.972
ـ شیخ سلیمان قندوزی حنفی در
ینابیع المودة باب مودة،الثالثة،ص.293.
[7] شیخ
سلیمان قندوزی حنفی در ینابیع المودة،باب مودة الثالثة،ص.294.
[8] سیوطی
در تاریخ الخلفاء،ص 171،و شیخ سلیمان قندوزی حنفی در ینابیع المودة،فصل سوم ص 343،و
ابن عبد البر در استیعاب،اواسط شرح حال علی علیه السلام ج 3،ص1104،روایت 1855 (به
همین مضمون) و ابن عساکر در شرح حال امام علی علیه السلام از تاریخ دمشق،ج 3،حدیث
1079،ص 48 (شرح محمودی) و بلاذری در حدیث 86 از شرح حال علی علیه السلام از انساب الاشراف،ج
2،ص 124 ط 1 بیروت و دیگران.
[9] «بوستان
معرفت» ص 658،به نقل از حسکانی در شواهد التنزیل جزء اول،ص 35،حدیث.40.
[10] ابن
کثیر در البدایة و النهایة،ج 7،ص 360 (عن عبد الله بن عمر(
ـ نیز ابن عساکر در شرح حال امام علی علیه السلام
از تاریخ دمشق،ج 3،ص 14،حدیث 1027 (شرح محمودی) عین روایت.
ـ حاکم در المستدرک،ج 3،ص
138 و 139 (اشارتی به این موضوع(
ـ ذهبی در میزان الاعتدال،ج
2،ص 482،در شماره.4530
ـ سیوطی در اللئالی المصنوعه،ج 1،ص 193،ط 1،و مناقب
خوارزمی،ج 1،ص 38،فصل.4.
[11] هیثمی
در مجمع الزوائد،ج 9،ص 138،و ابن عساکر در شرح حال امام علی علیه السلام از تاریخ دمشق،ج
3،ص 285،حدیث 1376 (شرح محمودی(
ـ و نیز قندوزی در ینابیع المودة،باب
59،ص 339 (...یقول:یا ابا الوحید الشهید، (…
ـ متقی هندی در کنز العمال،ج
11،ص 617 (بیروت،چاپ پنجم) «یأتی الوحید الشهید»
آفرین
بر این حضور پر شور با شعور، بزرگترین رفراندوم مردمسالاری دینی، مشت کوبنده به
نظام استکبار و مداخلات نظام ظلم و کفر؛ حضور بالای 85% و رای اکثریت به فرزند
امام امت و انقلاب ....
اما
مثل اینکه باز هم کسانی هستند که نمی خواهند بفهمند یا شعورشان قد نمیدهد که این
حماسه را درک و در مقابل رای ملت تسلیم
شوند اما قانون می تواند این افراد را به کرنش وا دارد ... ان شاء الله ...
جالب
است آنان که ادعای مردمسالاری و دموکراسی و رفراندوم می کردند به رای ملت هیچ
ارزشی قائل نشدند، و ادعاهای پوشالی و پوچ تقلب را سرلوحه کارشان قرار دادند،
جالبترین نکته این بود که ماه ها قبل طرح تقلب در انتخابات طرح ریزی شده بود و
گروه صیانت از رای ملت تشکیل داده بودند؛ عجب طرح احمقانه ای که در حافظه ملت ثبت
گردید و آیندگان قضاوت خواهند کرد ...
نقد استدلالهای آقای موسوی برای تقلب
در انتخابات
آیا تقلب مؤثر در انتخابات امکانپذیر
است؟
ای
تاریخ ثبت کن این حضور و این شور و نشاط را ... تاریخ بنویس که ملت آزاده ایران به
فرزند انقلاب و زاده مکتب اسلام ناب رای دادند ... در زیر نویس بنویس ای تاریخ،
نهروانیان چه ها کردند ... بنویس که ..............
حاج
محمود احمدی نژاد؛ با جان و دل از شما فرزند اسلام ناب و مکتب ناب اسلام حمایت
خواهیم کرد ...
ثانیهنیوز- نخستین فیلم تبلیغی آقای مهندس میرحسین موسوی در حالی پخش شد كه گمان می رفت نام مجید مجیدی به عنوان كارگردان، اثر متفاوتی را به فرادید مخاطبان خود برجای بگذارد اما آنچه كه به چشم آمد در حالی كه حرفه ای ترین و پرستاره ترین تیم سینمایی – به تعبیر سایت حامی موسوی – تلاش خود را برای جذب مخاطب به كار برده بود به دلیل پارادوكسهای معنایی، تضادهای تاریخی و المانهای نادرست تصویری به مجموعه پلانهای بیهدف و حتی ضدهدفی تبدیل شده بود که بازیگر آن بزرگترین متضرر آن بود و به این شکل فیلمی که به تعبیر فاتح – سرتیم تبلیغی میرحسین – قرار بود نقطه عطفی در تاریخ تبلیغات انتخابات باشد به جورچینی از نماهای متضاد و چهرههای بالماسکه شد تا معلوم شود با ترفندهای رسانهای و حقههای تصویری نیز نمیتوان ذات چیزی را عوض کرد.
بزرگترین تراژدی فیلم زمانی شکل گرفت که فاتح پیشاپیش از ترس برملا شدن «نمایشی بودن فیلم» اعلام کرد که «موسوی حاضر به بازی در این فیلم نشده است و این فیلم صرفاً مستند است» اما این ادعا با برملا شدن هویت بازیگر زن فیلم و بازیگری آقای کاندیدا در پلان عاطفی فیلم به شدت صداقت ایشان را با چالش مواجه میکند.

آنچه در پی میآید اشاره به صحنههایی از این «فیلم» است که به لحاظ نشانهشناسی و المانهای تصویری ارجاعات شگفتی را به خلاف انتظار صحنهگردانان نمایش به مخاطب القاء میکند و در واقع آنچه در مأوای تصاویر به مخاطب آگاه منتقل میشود سطوح معنایی دیگری است که با خواست بازیگران فیلم زاویه جدی دارد و شالودههای فکری و معرفتی بازیگر 68 ساله فیلم را زیر سوال میبرد.
1- «این شال سبزی که به گردن من میاندازند...» این جمله نقض هرگونه باور و انتخاب است و نشانه آن است که تصمیمگیرندگان، کسانی دیگرند که آقای موسوی مجری برنامهها و طراحی آنها است دقت کنید موسوی نمیگوید: «این شال سبزی که به گردن من است...»

2- زنی با شتاب به دنبال اتوبوس موسوی میدود و از او میخواهد به درد دلش توجه کند، دوربین پن میشود به علامت «تاجگونه» روی شیشه و سپس موسوی که از سر بیاعتنایی به زن میگوید: «باید برم، جلسه دارم... یک نفر با این خانم صحبت بکنه!» بار دیگر به دیالوگ و نمادهای تصویری دقت کنید آیا مجیدی دچار گاف شده است یا ایشان کار مستند کرده است و حقیقت وجودی موسوی را عیان کرده است؟
3- خنده نمایشی و لبخند سینمایی موسوی در تمام صحنههایی که رو به دوربین صحبت میکند حاکی از فشاری است که مشاورین بر او تحمیل میکنند. در واقع عمل به این توصیه که ایشان اخم نکند و رو به دوربین با لبخند سخن بگوید باعث شده که در بسیاری از صحنهها میمیک صورت در تضاد با جنس صحبتهای موسوی باشد.
4-
«اون روزی که حضرت امام داشتند تشریف میآوردن»، «اومدیم تو خیابون»،
«مردمو دیدیم مشغول چیز هستند. مشغول جارو و پارو هستند... و بنده اولین
بار حضرت امام را در ماشینی که اومد رد شد دیدیم.»
این جمله اعتراف
سادهای است که موسوی هیچ نقشی در شکلگیری انقلاب نداشته است و حتی چنین
مینماید که روز 12 بهمن حضور ایشان در خیابان اتفاقی بوده است!
5- وقتی آقای مهندس موسوی به مزرعه چای وارد میشود در زیر باران شدید کسی که خود زیر بارش، خیس باران شده چتر را بالای سر موسوی گرفته است! حالت اتو کشیده موسوی و تحقیری که متوجه مرد همراه ایشان است بدجوری ذائقه بیننده را آزار میدهد، قیاس کنید با همه صحنههایی که آقای احمدینژاد زیر باران بیهیچ چتر و سایبانی میان مردم رفته است.
6- «یکی را خودی میکنند یکی را ناخودی میکنند...» راستی اصطلاح خودی و غیرخودی مربوط به چه شخصیتی است و اعتراض ناصواب موسوی عصیان در برابر کیست؟
7- «از دوستی با مردم نباید رنج ببریم» این شاکله حرف موسوی در این فیلم است اما گویی کارگردان فراموش کرده که این جملات ظاهراً در اعتراض به کسی باید باشد که اتفاقاً «مردمی بودن» او اصلیترین صفت او در چهار سال گذشته بوده است!
8- «در جامعه سوداگر 5 میلیون جیب نماینده بگذاریم...» کسانی که سابقه این موضوع را میدانند اطلاع دارند که 5 میلیون نه برای جیب نماینده که از مدتها قبل برای توسعه مساجد توزیع میشده است که در مقطعی با سفسطه به چالش کشیده شد اگر چه در همان زمان کسی این 5 میلیون را «در جیب نماینده گذاشتن» تعبیر نکرد و لحن موسوی توهین مستقیم به کل نمایندگان مجلس بود.
9- صحنههای دیدار با مراجع و متأسفانه استفاده ابزاری کردن از مسائل اعتقادی قبل از هر چیز خلاف آییننامههای انتخاباتی است، اگر چه این امکان و اعلام حمایت برای احمدینژاد کاملاً فراهم است اما تبعیت از قانون مانع چنین بهرهوری ناپسندی از سوی ایشان شد.

10- کسی با خشم خطاب به موسوی از شوری آب و سختی زندگی میگوید و «خطاب به او» میگوید که آیا تا حالا با چنین مردمی زیسته است و یا درد آنها را میداند. بیتردید مخاطب آن جوان دردکشیده خود موسوی است که در همه این سالها در کنج گالریها و گوشه نمایشگاههای بالای شهر به سر برده است و اتفاقاً یکی از نقایص بزرگ فیلم سکوت سنگین راجع به بیست سال انزوای خودخواسته موسوی است و درواقع این بخش را باید خودزنی بازیگر فیلم دانست.
11- موسوی در جایی از «عقلانیت جمعی» سخن میگوید که از شعارهای محسن رضایی است و در جایی دیگر از مبارزه و ایستادن و دفاع از ملتهای جهان سخن میگوید که از شعارهای احمدینژاد است! برای پیدا کردن این تناقض به یاد بیاوریم که موسوی قبلاً اعتراف کرده بود که حرفهای او با احمدینژاد مشترک است و احتمالاًدر عمل متفاوت خواهد بود!
12- پرچم هر کشور نماد عزت و اقتدار آن ملت است و قداست ویژهای دارد و شگفتا کسی که داعیه فرهنگ ایران دارد پرچمی را به دوش میکشد که حروف انگلیسی بر آن نقش بسته است! و همین پرچم با چنان بیاعتنایی بر دوش اوست که دوبار اگر دقت اطرافیان او نباشد از شانههایش لیز میخورد!
13- نشان دادن لوگوی روزنامههای «عصر اقتصاد، کار و کارگر و ابتکار» که تیترهایی را به حمایت از موسوی انتشار دادهاند علاوه بر این که یک نشانهشناسی ابتدایی در ذکر این نامهاست به لحاظ قانونی خالی از ایراد نیست.
14- استفاده از بازیگر زنی که قرار است درد کشیده باشد وهن شعور و ادراک مخاطب است، جملات نمایشی ایشان که نشان از تمرین مستمر دارد و حالت چهره معذب موسوی که بلد نیست به درستی نقش یک «نابازیگر» را در فیلمهای مجیدی ایفا کند چالش بزرگی است که دست گردانندگان آن را بدجوری رو میکند!
15- موسوی همچنان نسبت به خاتمی بداخلاقی میکند و در حالی که خاتمی تمام عیار برای تبلیغ موسوی به میدان آمده است، جز تصویری بیصدا و گذرا در حد یک فریم، هیچ نشانی از او در فیلم نیست!
16- یکی از گافهای بزرگ فیلم جایی است که زن بازیگر خطاب به موسوی میگوید: «انرژی هستهای نمیخوایم من بچهام رو میخوام!» و در واقع گویی که انرژی هستهای نه یک آرمان ملی و خواست عمومی که از عیوب دولت نهم است که موسوی از زبان زن بازیگر آن را زیر سوال میبرد!
این بخش اگر چه به طور بچگانهای تبدیل به لبخوانی و پارازیت صدایی شده است اما اتفاقاً مقصود کارگردان شنیده شدن و اثرگذاری بیشتر آن پلان است، به راستی تصور موسوی از مردم چیست و از اقتدار ملی و غرور و عزت کشور چه تعریفی دارند؟
17- «این مملکت مملکت امام زمانه...» معلوم میشود ذکر امام زمان تنها از زبان ایشان خوش است! و یا شاید بهتر بگویم معلوم میشود که آنها هم فهمیدهاند که اگر میخواهند در دل مردم باشند باید حرفشان از جنس اعتقادات مردم باشد، فقط میماند عذاب وجدانی که چرا چهار سال به کسی که همین حرف را زده است انواع توهینها را رواداشتهاند.
18-
تمام زمینه تصویر در بخشهایی که موسوی رو به دوربین صحبت میکند سیاه و
تار است، این مسأله به لحاظ نمادشناسی اهمیت بسیار دارد. آیا ایشان نظام
را تماماً سیاه میبینند یا باز هم ناشیگری کارگردان کار دست او داده است
و او را بر آمده از جهل و سیاهی میداند!
19- موسوی هنوز هم به
«نخستوزیر 8 سال دفاع مقدس» افتخار میکند و البته اعتقاد به آن روزهای
حماسه جای افتخار نیز دارد اما سوال ساده اینکه چرا در هیچ صحنهای نشانی
از «چفیه» بر دوش یا گردن این مقام سالهای دفاع مقدس نیست؟ آیا دوره آن
گذشته است؟!
20- بعد از پارتی بزرگ آزادی اعتراض متدینین به صحنههای غیراخلاقی و ولنگاری بخشی از هواداران ایشان باعث شد تا نزدیکان موسوی از آن برائت جویند و آن را توطئهای علیه خود بخوانند اما صحنه دختران بدحجاب حامی موسوی در فیلم مجیدی نشان داد که حقیقت همان چیزی است که در قاب تصاویر عکاسان نیز در ورزشگاه آزادی ثبت شده بود.
و سخن آخر اینکه تفاوت مستند احمدینژاد با فیلم موسوی در آن است که احمدینژاد خود کارگردان آن صحنهها بود و آنچه که به نمایش درآمد یک پلان از مجموعه تصاویری بود که مردم بارها در شهر و روستای خود در دیدار با رییسجمهور محبوب خود دیده بودند اما در فیلم مجیدی موسوی به تعبیر یکی از روزنامههای اصلاحطلب «فیلم» شده بود و این میزان تضاد چنان آزاردهنده است که به لحاظ سیاهنمایی «نقطه عطفی در تاریخ انتخابات است!».