تبلیغات
حاج صالح - مطالب عمومی

حاج صالح

نگاهی نو به جهان هستی

چهارشنبه پنجم بهمنماه سال 1390

گلشیفته فراهانی - فاحشه بین المللی - http://hajsaleh.mihanblog.com

به علت تماس ها و کامنت زیاد عکس بدون سانسور برداشته شد.
امّا تمام دوستان می توانند با ثبت رایانامه (ایمیل) در قسمت نظرات و یا قسمت تماس با ما تصویر بدون سانسور حداکثر ظرف 12 ساعت را دریافت کنند.








 دانلود پیش بینی دو سال قبل دکتر حسن عباسی درباره گلشیفته فراهانی  (کلیپ دوّمی) حجم 30.17 مگابایت

یه دنیا دلم گرفته ...

پنجشنبه بیست و نهم دیماه سال 1390

دلم گرفته از مردمه زمونه از رسم بی مهری و بی وفائیشان ....
دلم گرفته ای دوست هوای گریه بامن ...

الهم عجل لولیک الفرج - http://hajsaleh.mihanblog.com

از ماه من تا ماه گردون          از زمین تا آسمان است
منم مجنون آن لیلا که صد لیلاست مجنونش
ای زیباترین، ای نازنین بیا بیا بیا بیا بیا بیا ............
به حق پنج تن به حق ام ابیها بیا بیا .....
به سر بریده حسین قسمت می دیم بیا بیا بیا ......
به دلای هزار پاره عاشقانت قسم؛ عزیزم بیا تا با دل و جان یاریت کنیم....
به خدا سوختیم از این فراق؛ عزیزم دیگه نمونده تحملی به خدا نمونده ....... بیا بیا بیا بیا بیا

یکشنبه بیست و هشتم آذرماه سال 1389

جناب آقای آملی لاریجانی ریاست محترم قوه همیشه در خواب قضائیه؛

با سلام و احترام

توجیهات حضرتعالی را از سیما شنیدیم، جالب بود!

جناب آقا آملی لاریجانی آیا فكر می كنید جامعه خام این حرفها می شود، خروجی دستگاه قضا را همه می بینند، فحشا، رشوه، اختلاس های میلیاردی، حركت ها و جنبش های ضد امنیت ملی و ....

راستی از سران فتنه حرف زدید نتیجه چی شد آیا سران فتنه (اكبر هاشمی رفسنجانی- مهدی هاشمی رفسنجانی- فائزه هاشمی رفسنجانی- موسوی خوئینی ها- موسوی- كروبی- علی لاریجانی- یوسف صانعی- محمد خاتمی و...) رسوا شدند یا جریتر شدند------خودتان قضاوت كنید.

آیا اقتدار كه دم زدید این بود.

اقتدار یعنی شكستن قلم حسین، بستن قطعه 26 و .... وای بر شما

جناب رئیس ما برادر حسین مان را با قلم انقلابی، فرزند امام خامنه ای و قطعه پاك 26 را می خواهیم.

راستی برادر حسین چه گفت كه خواب از چشمان ناز شما پر كشید. آیا به سران محترم فتنه نعوذبالله توهین كرده یا بی لایقتی شما و دستگاه و حشم شما را افشا كرده است.

ما همچنان این قضیه را رسد خواهیم كرد. ما وارث خون همان شهیدانیم كه با نارنجك زیر تانك رفتند اما زیر بار حرف زور و تزویر نرفتند.


یکشنبه بیست و ششم اردیبهشتماه سال 1389

طرح شبهه:

بر فرض كه قبول كنیم، فاطمه رضی الله عنها در مقطعى از شیخین دلگیر شده باشد ؛ ولى این مطلب نیز ثابت است كه شیخین در آخرین روزهاى حیات فاطمه آمدند و از وى رضایت گرفتند؛ چنانچه بیهقى و دیگران نقل كرده‌اند:

عن الشعبی قال لما مرضت فاطمة أتاها أبو بكر الصدیق فأستئذن علیها فقال علی یا فاطمة هذا أبو بكر یستئذن علیك فقالت أتحب أن أأذن؟ قال نعم فأذنت له فدخل علیها یترضاها وقال والله ما تركت الدار والمال والأهل والعشیرة إلا لإبتغاء مرضاة الله ومرضاة رسوله ومرضاتكم أهل البیت ثم ترضاها حتى رضیت.

هنگامى كه فاطمه بیمار شد ابوبكر براى كسب رضایت نزد وى آمد و اجازه خواست تا او را ملاقات كند، علی به فاطمه فرمود: ابوبكر براى ملاقات اجازه مى‌خواهد فاطمه فرمود: آیا شما دوست دارید وارد شود؟ علی فرمود: آری، پس فاطمه اجازه داد، ابوبكر وارد شد و جویاى كسب رضایت فاطمه بود، ابوبكر گفت: به خدا سوگند خانه و زندگى و مال و ثروتم و خویشانم را ترك نكردم؛ مگر براى به دست آوردن رضایت و خوشنودى خدا و رسول و شما خاندان پیغمبر، پس فاطمه از وى راضى شد.

البیهقی، احمد بن الحسین (متوفای 458هـ) دلائل النبوة، ج 7،‌ ص 281؛

البیهقی، احمد بن الحسین (متوفای 458هـ) الاعتقاد والهدایة إلى سبیل الرشاد على مذهب السلف وأصحاب الحدیث، ج 1،‌ ص 354، تحقیق: أحمد عصام الكاتب، ناشر: دار الآفاق الجدیدة - بیروت، الطبعة: الأولى، 1401هـ.

نقد و بررسی:

عدم رضایت صدیقه شهیده سلام الله علیها از شیخین، اصل و اساس مشروعیت خلافت آن‌ها را زیر سؤال مى‌برد؛ چرا كه ثابت مى‌كند تنها یادگار رسول خدا، برترین بانوى دو عالم،‌ سیده زنان اهل بهشت با خلافت ابوبكر و عمر مخالف و از دست آن‌ها ناراضى و خشمگین بوده است و طبق روایات صحیح السندى كه در صحیح‌ترین كتاب‌هاى اهل سنت آمده است، رضایت فاطمه رضایت رسول خدا و خشم او خشم رسول خدا است.

از این رو عالمان اهل سنت دست به كار شده و روایتى را جعل كرده‌اند تا ثابت كنند كه شیخین پس از آن كه دختر رسول خدا را به خشم آوردند، در واپسین روزهاى زندگى آن حضرت به عیادت ایشان رفته و از او درخواست رضایت كردند و فاطمه زهرا سلام الله علیها نیز از آن‌ها راضى شد.!

در پاسخ مى‌گوییم:

اولاً: سند روایت مرسل است؛ چرا كه شعبى از تابعین است و خود شاهد ماجرا نبوده و این روایت همان اشكالى را دارد كه اهل سنت به روایت بلاذرى و طبرى مى‌كردند.

ثانیاً: بر فرض این كه مرسلات تابعى مورد قبول باشد، باز هم نمى‌توان روایت شعبى را پذیرفت؛ زیرا شعبى از دشمنان امیرمؤمنان علیه السلام و ناصبى بوده است؛ چنانچه بلاذرى و ابوحامد غزالى به نقل از خود شعبى مى‌نویسند:

عن مجالد عن الشعبی قال: قدمنا على الحجاج البصرة، وقدم علیه قراء من المدینة من أبناء المهاجرین والأنصار، فیهم أبو سلمة بن عبد الرحمن بن عوف رضی الله عنه... وجعل الحجاج یذاكرهم ویسألهم إذ ذكر علی بن أبی طالب فنال منه ونلنا مقاربة له وفرقاً منه ومن شره....

در شهر بصره همراه عده‌اى بر حجاج وارد شدیم گروهى از قاریان مدینه از فرزندان مهاجر و انصار كه ابوسلمه بن عبد الرحمن بن عوف نیز در جمع آنان بود، حضور داشتند. حجاج با آنان مشغول گفتگو بود یادى از علی بن ابوطالب كرد و از او بدگویى نمود و ما نیز به خاطر رضایت حجاج و در امان ماندن از شرّ او از علی بدگویى كردیم ....

البلاذری، أحمد بن یحیى بن جابر (متوفای279هـ) أنساب الأشراف، ج 4، ص 315؛

الغزالی، محمد بن محمد أبو حامد (متوفای505هـ)، إحیاء علوم الدین، ج 2، ص 346، ناشر: دار االمعرفة بیروت.

آیا روایت یك ناصبى مى‌تواند براى ما حجت باشد؟

آیا فاطمه (سلام الله علیها) از شیخین راضى شد؟


 

نارضایتی فاطمه (سلام الله علیها) از ابوبكر در صحیح‌ترین كتاب‌هاى اهل سنت

ثانیاً: غضب فاطمه سلام الله علیها بر ابوبكر از آفتاب روشن تر و غیر قابل انكار است. بخارى در صحیح‌ترین كتاب اهل سنت از تداوم غضب و قهر فاطمه سلام الله علیها بر ابوبكر، سخن گفته است.

در كتاب أبواب الخمس، مى‌نویسد:

فَغَضِبَتْ فَاطِمَةُ بِنْتُ رسول اللَّهِ صلى الله علیه وسلم فَهَجَرَتْ أَبَا بَكْرٍ فلم تَزَلْ مُهَاجِرَتَهُ حتى تُوُفِّیَتْ.

فاطمه دختر رسول خدا از ابوبكر ناراحت و از وى روى گردان شد و این ناراحتى ادامه داشت تا از دنیا رفت.

البخاری الجعفی، محمد بن إسماعیل أبو عبدالله (متوفای256هـ)، صحیح البخاری، ج 3،‌ ص 1126، ح2926، باب فَرْضِ الْخُمُسِ، تحقیق د. مصطفى دیب البغا، ناشر: دار ابن كثیر، الیمامة - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987.

در كتاب المغازی، باب غزوة خیبر، حدیث 3998 مى‌گوید:

فَوَجَدَتْ فَاطِمَةُ على أبی بَكْرٍ فی ذلك فَهَجَرَتْهُ فلم تُكَلِّمْهُ حتى تُوُفِّیَتْ

فاطمه بر ابوبكر غضب كرد وبا وى سخن نگفت تا ازدنیا رفت.

البخاری الجعفی، محمد بن إسماعیل أبو عبدالله (متوفای256هـ)، صحیح البخاری، ج 4، ص 1549، ح3998، كتاب المغازی، باب غزوة خیبر، تحقیق د. مصطفى دیب البغا، ناشر: دار ابن كثیر، الیمامة - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987.

در كتاب الفرائض، بَاب قَوْلِ النبى (ص) لا نُورَثُ ما تَرَكْنَا صَدَقَةٌ حدیث 6346 مى‌نویسد:

فَهَجَرَتْهُ فَاطِمَةُ فلم تُكَلِّمْهُ حتى مَاتَتْ.

پس فاطمه از ابوبكر كناره گیرى كرد وبا وى سخن نگفت تا از دنیا رفت.

البخاری الجعفی، محمد بن إسماعیل أبو عبدالله (متوفای256هـ)، صحیح البخاری، ج 6، ص 2474، ح6346، كتاب الفرائض، بَاب قَوْلِ النبی (ص) لا نُورَثُ ما تَرَكْنَا صَدَقَةٌ، تحقیق د. مصطفى دیب البغا، ناشر: دار ابن كثیر، الیمامة - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987.

و در روایت ابن قتیبه آمده است كه هنگامى كه آن دو براى عیادت آمدند، فاطمه زهرا سلام الله علیها اجازه ورود نداد و ناچار شدند به امیرمؤمنان علی علیه السلام متوسل شوند و آن حضرت وساطت كرد،‌ در پاسخ امیرمؤمنان علیه السلام فرمود:

البیت بیتك.

یعنى علی جان! خانه خانه تو است، تو مختارى هر كسى را كه دوست دارى اجازه ورود بدهی. امیر مؤمنان علیه السلام براى اتمام حجت و این كه آن دو بعداً بهانه نیاورند كه ما مى‌خواستیم از فاطمه رضایت بگیریم ؛ ولى علی نگذاشت ، به آن دو اجازه ورود داد .

هنگامى كه آن‌ دو عذرخواهى كردند، صدیقه طاهره نپذیرفت؛ بلكه از آن‌ها این چنین اعتراف گرفت:

نشدتكما الله ألم تسمعا رسول الله یقول «رضا فاطمة من رضای وسخط فاطمة من سخطی فمن أحب فاطمة ابنتی فقد أحبنی ومن أ رضى فاطمة فقد أرضانی ومن أسخط فاطمة فقد أسخطنی »

شمارا به خدا سوگند مى‌دهم آیا شما دو نفر از رسول خدا نشنیدید كه فرمود: خوشنودى فاطمه خوشنودى من، و ناراحتى او ناراحتى من است. هر كس دخترم فاطمه را دوست بدارد و احترام كند مرا دوست داشته و احترام كرده است و هر كس فاطمه را خوشنود نماید مرا خوشنود كرده است و هر كس فاطمه را ناراحت كند مرا ناراحت كرده است؟.

هر دو نفرشان اعتراف كردند: آرى ما از رسول خدا اینگونه شنیده ایم.

نعم سمعناه من رسول الله صلى الله علیه وسلم.

سپس صدیقه طاهره فرمود:

فإنی أشهد الله وملائكته أنكما أسخطتمانی وما أرضیتمانی ولئن لقیت النبی لأشكونكما إلیه.

پس من خدا و فرشتگان را شاهد مى‌گیرم كه شما دو نفر مرا اذیت و ناراحت كرده‌اید و در ملاقات با پدرم از شما دو نفر شكایت خواهم كرد.

به این نیز بسنده نكرده و فرمود:

والله لأدعون الله علیك فی كل صلاة أصلیها.

به خدا قسم پس از هر نماز بر شما نفرین خواهم كرد.

الدینوری، أبو محمد عبد الله بن مسلم ابن قتیبة (متوفای276هـ)، الإمامة والسیاسة، ج 1،‌ ص 17، باب كیف كانت بیعة علی رضی الله عنه، تحقیق: خلیل المنصور، ناشر: دار الكتب العلمیة - بیروت - 1418هـ - 1997م.

با این حال چگونه مى‌توان باور كرد كه صدیقه شهیده سلام الله علیها از آن دو راضى شده باشد؟ آیا روایت بخارى مقدم است یا روایت بیهقی؛ آن‌هم روایت شخصى كه دشمن امیرمؤمنان علیه السلام محسوب مى‌شده و خود نیز شاهد ماجرا نبوده است؟

ثالثاً: اگر فاطمه زهرا سلام الله علیها از آن دو نفر راضى شده بود، چرا وصیت كرد كه او را شبانه دفن كنند و هیچ یك از كسانى را كه به وى ستم روا داشته‌اند، براى تشییع جنازه و نماز خبر نكنند؟

محمد بن اسماعیل بخارى مى‌نویسد:

وَعَاشَتْ بَعْدَ النبی صلى الله علیه وسلم سِتَّةَ أَشْهُرٍ فلما تُوُفِّیَتْ دَفَنَهَا زَوْجُهَا عَلِیٌّ لَیْلًا ولم یُؤْذِنْ بها أَبَا بَكْرٍ وَصَلَّى علیها

فاطمه پس از رسول خدا شش ماه زنده بود و چون از دنیا رفت همسرش علی شبانه او را دفن كرد و به ابوبكر خبر نداد و خودش بر بدن فاطمه نماز خواند.

البخاری الجعفی، محمد بن إسماعیل أبو عبدالله (متوفای256هـ)، صحیح البخاری، ج 4، ص 1549، ح3998، كتاب المغازی، باب غزوة خیبر، تحقیق د. مصطفى دیب البغا، ناشر: دار ابن كثیر، الیمامة - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987.

ابن قتیبه دینورى در تأویل مختلف الحدیث مى‌نویسد:

وقد طالبت فاطمة رضی الله عنها أبا بكر رضی الله عنه بمیراث أبیها رسول الله صلى الله علیه وسلم فلما لم یعطها إیاه حلفت لا تكلمه أبدا وأوصت أن تدفن لیلا لئلا یحضرها فدفنت لیلا

فاطمه از ابوبكر میراث پدرش رسول خدا را درخواست نمود و چون ابوبكر سرپیچى كرد سوگند یاد كرد كه دیگر با وى سخن نگوید و وصیت كرد شبانه او را دفن كنند تا ابوبكر در تشییعش شركت نكند.

الدینوری، أبو محمد عبد الله بن مسلم ابن قتیبة (متوفای276هـ)، تأویل مختلف الحدیث، ج 1،‌ ص 300، تحقیق: محمد زهری النجار، ناشر: دار الجیل، بیروت، 1393، 1972.

و عبد الرزاق صنعانى مى‌نویسد:

عن بن جریج وعمرو بن دینار أن حسن بن محمد أخبره أن فاطمة بنت النبی صلى الله علیه وسلم دفنت باللیل قال فر بها علی من أبی بكر أن یصلی علیها كان بینهما شیء

از حسن بن محمد نقل است كه گفت: فاطمه دختر پیامبر شب دفن شد تا ابوبكر بر پیكرش نماز نخواند؛ زیرا كدورتى بین آن دو وجود داشت.

و در ادامه نیز مى‌گوید:

عن بن عیینة عن عمرو بن دینار عن حسن بن محمد مثله الا أنه قال اوصته بذلك.

از حسن بن محمد نیز همانند روایت پیشین نقل شده است؛ الا این كه در این روایت گفته شده: فاطمه بر دفن شبانه وصیت كرد.

الصنعانی، أبو بكر عبد الرزاق بن همام (متوفای211هـ)، المصنف، ج 3،‌ ص 521، ح 6554 و ح 6555، تحقیق حبیب الرحمن الأعظمی، ناشر: المكتب الإسلامی - بیروت، الطبعة: الثانیة، 1403هـ.

البته ممكن است كه كسى بگوید: ابوبكر بعدا پشیمان شد و توبه كرد، در پاسخ باید گفت: توبه زمانی مفید و ارزشمند است كه همراه با ندامتى بر خواسته از عمق وجود آدمى باشد. و از طرفى گذشته را هم جبران نماید به این معنى كه شخص توبه كننده حقوق تضییع شده را؛ چه الهى باشد و چه مردمى تمام آن را جبران نماید.

حال پرسش ما این است كه آیا ابوبكر فدك را به صدیقه طاهره بازگرداند تا توبه‌اش توبه نصوح باشد و در نزد خداوند پذیرفته شود؟

 

نتیجه:

خشم فاطمه از شیخین تا واپسین لحظات زندگی‌اش و عدم رضایت از آن دو، از مسائلى است كه در صحیح‌ترین كتاب اهل سنت پس از قرآن وارد شده و روایت بیهقى كه از آن استفاده كسب رضایت فاطمه شده است، به دلیل وجود یك ناصبى در سلسله سند آن، اعتبار ندارد.

یکشنبه دوازدهم اردیبهشتماه سال 1389

جوابیه آیةالله مکارم شیرازی/ شهادت فاطمه (س) افسانه نیست

 

اخیراً یک فرد ناآگاه از تاریخ صحیح اسلام در منطقه سیستان و بلوچستان مقاله ای درباره دخت گرامی پیامبر(صلی الله علیه وآله)نوشته و نام آن را «افسانه شهادت فاطمه زهرا(علیها السلام)» گذارده است. در این مقاله پس از ذکر مناقب و فضایل آن حضرت، خواسته است شهادت و بی حرمتی را که درباره آن حضرت انجام گرفته، منکر شود. از آنجا که بخشی از این مقاله، تحریف روشن تاریخ اسلام است، ما را بر آن داشت که به گوشه ای از این تحریف و بیان بخشی از این حقایق بپردازیم تا ثابت شود شهادت بانوی اسلام یک واقعیّت انکارناپذیر تاریخی است و اگر آنها چنین بحثی را آغاز نکرده بودند، ما در این شرایط، آن را دنبال نمی کردیم. موضوع سخن ما را در این مقاله، امور یاد شده در زیر تشکیل می دهد: 1 عصمت حضرت زهرا(علیها السلام) در لسان پیامبر(صلی الله علیه وآله). 2 احترام خانه آن حضرت در قرآن و سنت. 3 هتک حرمت خانه آن حضرت پس از درگذشت پدر بزرگوارش. به امید آن که با تشریح این نقاط سه گانه، نویسنده مقاله، در برابر حقیقت سر تسلیم فرود آورد. و از نوشته خود نادم و پشیمان گردد، و به جبران کار خود بپردازد. این نکته حائز اهمّیّت است که تمام مطالب این کتابچه از منابع معروف اهل سنّت گرفته شده است.

منبع خبر: www.abna.ir

ادامه مطلب

پنجشنبه نهم اردیبهشتماه سال 1389

اشاره:

فقط از منظر معصومین علیهم السلام كه همتای ایشانند، قابل بیان است. كلمات و سخنان این بزرگواران حكایت از كرامت و عظمت والای این بانوی عالمه دارد:

۱) فاطمه علیها السلام از نگاه امام امیرالمؤمنین علیه السلام

در آخرین لحظات عمر مبارك حضرت فاطمه علیها السلام وصایای خویش را به همسرشان می‏نمودند كه «ای پسرعمو! توهرگز مرا در دوران زندگی دروغگو وخائن نیافتی و هرگز با فرمانت مخالفت نكردم.» علی علیه السلام كه شاهد درگذشت تنها یاور و تسلی بخش خود است، می‏فرماید: «پناه به خدا! تو داناتر و پرهیزگارتر و گرامی‏تر و نیكوتر از آنی كه من به جهت مخالفت كردنت‏با خود، تو را نكوهش كنم. دوری از تو و احساس فراقت‏برمن گران خواهد بود ولی گریزی از آن نیست. به خدا سوگند! با رفتنت مصیبت رسول خدا صلی الله علیه و آله را برمن تازه كردی. انالله و اناالیه راجعون از این مصیبت‏بزرگ و دردناك و تاثرآور و حزن‏انگیز!»

ادامه مطلب

چهارشنبه پنجم اسفندماه سال 1388

حجت‌الاسلام والمسلمین علیرضا پناهیان، استاد حوزه و دانشگاه در شهریورماه گذشته، طی سخنانی، از سه زاویه به تحلیل حوادث جاری کشور پرداخت. باز خوانی این سخنرانی در شرایطی که قبل از وقوع حوادث ۱۳آبان، ۱۶آذر، فوت مرحوم منتظری(ره)، ظهر عاشورای تهران و نامه آقای رضایی و... ایراد شده، جالب و تامل برانگیز است.


متن پیاده شده این سخنرانی با اندکی تلخیص به این شرح است:



سه تحلیل درباره حوادث پس از انتخابات

ما درباره سیر انقلاب و تکامل انقلاب و جامعه انقلابی از زوایای مختلف می توانیم تحلیل های گوناگونی داشته باشیم که بنده این تحلیل ها را خدمتتان عرض می کنم؛ و هم می توانیم فراتر از حوادث اخیر به تحلیل روند انقلاب بپردازیم و هم می توانیم با توجه به حوادث اخیر به این تحلیل ها اقدام کنیم و هم می توانیم با توجه به آینده ای که در پیش داریم، یعنی ظهور حضرت، تحلیل های مختلفی ارائه بدهیم. من سعی می کنم از همه جهات این مباحث رو تحلیل کنم البته باید عرض کنم مباحثی که من مطرح می کنم مباحثی نوعا دینی-سیاسی هستند نه مباحثی سیاسی– دینی و من سعی می کنم از منظر دین به عرصه سیاست نگاه می کنم.

ادامه مطلب

چهارشنبه سیزدهم خردادماه سال 1388

بسم الله الرحمن الرحیم

چهار سال پیش، وقتی برای ورود به عرصه مدیریت اجرایی کشور آماده می شدم، می دانستم که در چه مسیر ناهمواری قدم می گذارم. از صف آرایی های تاریخی زر و زور و تزویر در برابر عدالت خواهی به خوبی آگاه بودم و خبر داشتم که با چه ناملایماتی مواجه خواهم شد و می دانستم که قدرت مداران خودکامه و حریصی که اجرای عدالت را بر نمی تابند، برای خاموش کردن ندای عدالت طلبی، از هیچ اقدامی فروگذار نکرده و نمی کنند.

اما تحمل فقر و فساد و تبعیضی که عده ای اندک می خواستند بر مردم ما تحمیل کنند حقیقتا برایم دشوار بود. از خدا خواستم تا توفیق قدم نهادن در مسیر اجرای عدالت و تلاش برای احقاق حقوق مظلومان و مستضعفان و ایستادن در برابر مستکبران و متکبران را روزی ام کند.

آری، تاریخ بشریت مشحون است از صحنه های بدیع و افتخار آمیزی که رادمردان و نیک اندیشان برای احقاق حقوق مردم و اقامه قسط و عدل آفریده اند و در این راه از بذل مال و جان و آبروی خود نیز دریغ نکرده اند.

مهم ترین فرازهای تاریخ را، صحنه های مجاهدت و دلیری، زندان و اسیری، محنت و مرارت و صد البته عزت و عظمت این انسان های والا مقام رقم زده است.

عدالت همان رسالت خطیری است که همه انبیا و اولیای الهی مامور به اقامه آن بوده اند و بسیاری از آنان نیز جان پاک خود را بر سر این میثاق نهادند. به خاطر پافشاری بر همین مفهوم قدسی و مبارک بود که مولای متقیان و امیر مومنان علی علیه السلام در محراب عبادت به شهادت رسید.

وقتی به رنج ها و محنت های فراوانی که معصومین علیهم السلام برای مبارزه با سرکشان و زورگویان و برپایی قسط و عدل متحمل شده اند می اندیشم، با خود می گویم که آنچه ما تاکنون برای تحقق عدالت، از صبر بر اهانت و دروغ  و تخریب  مدعیان گرفته تا طعن و لعن و شماتت سهم خواهان، پرداخته ایم هزینه چندانی نبوده است.

امروز نیز به وضوح ویژه خواران و زیاده خواهان را در پس انبوه شایعات و اتهاماتی که روانه این فرزند ملت و خادم کوچک و همکاران نجیب و صبورم می شود مشاهده می کنم. اما ما تصمیم خود را گرفته ایم و به عهدی که با ملت بسته ایم پایبندیم. در کنار مردمی که عدالت را برای کشور برگزیده اند می مانیم و تا آخرین نفس به این نبرد مقدس ادامه می دهیم ...

به قلم دكتر محمود احمدی نژاد

سایت: دكتر محمود احمدی نژاد


دوشنبه یازدهم خردادماه سال 1388

ثانیه‏نیوز- نخستین فیلم تبلیغی آقای مهندس میرحسین موسوی در حالی پخش شد كه گمان می رفت نام مجید مجیدی به عنوان كارگردان، اثر متفاوتی را به فرادید مخاطبان خود برجای بگذارد اما آنچه كه به چشم آمد در حالی كه حرفه ای ترین و پرستاره ترین تیم سینمایی – به تعبیر سایت حامی موسوی – تلاش خود را برای جذب مخاطب به كار برده بود به دلیل پارادوكس‌های معنایی، تضادهای تاریخی و المان‌های نادرست تصویری به مجموعه‌ پلان‌های بی‌هدف و حتی ضدهدفی تبدیل شده بود که بازیگر آن بزرگترین متضرر آن بود و به این شکل فیلمی که به تعبیر فاتح – سرتیم تبلیغی میرحسین – قرار بود نقطه عطفی در تاریخ تبلیغات انتخابات باشد به جورچینی از نماهای متضاد و چهره‌های بالماسکه‌ شد تا معلوم شود با ترفندهای رسانه‌ای و حقه‌های تصویری نیز نمی‌توان ذات چیزی را عوض کرد.

بزرگترین تراژدی فیلم زمانی شکل گرفت که فاتح پیشاپیش از ترس برملا شدن «نمایشی بودن فیلم» اعلام کرد که «موسوی حاضر به بازی در این فیلم نشده است و این فیلم صرفاً مستند است» اما این ادعا با برملا شدن هویت بازیگر زن فیلم و بازیگری آقای کاندیدا در پلان عاطفی فیلم به شدت صداقت ایشان را با چالش مواجه می‌کند.

 

 

آنچه در پی می‌آید اشاره به صحنه‌هایی از این «فیلم» است که به لحاظ نشانه‌شناسی و المان‌های تصویری ارجاعات شگفتی را به خلاف انتظار صحنه‌گردانان نمایش به مخاطب القاء می‌کند و در واقع آنچه در مأوای تصاویر به مخاطب آگاه منتقل می‌شود سطوح معنایی دیگری است که با خواست بازیگران فیلم زاویه جدی دارد و شالوده‌های فکری و معرفتی بازیگر 68 ساله فیلم را زیر سوال می‌برد.

1- «این شال سبزی که به گردن من می‌اندازند...» این جمله نقض هرگونه باور و انتخاب است و نشانه آن است که تصمیم‌گیرندگان، کسانی دیگرند که آقای موسوی مجری برنامه‌ها و طراحی آنها است دقت کنید موسوی نمی‌گوید: «این شال سبزی که به گردن من است...»

 


 

 

2- زنی با شتاب به دنبال اتوبوس موسوی می‌دود و از او می‌خواهد به درد دلش توجه کند، دوربین پن می‌شود به علامت «تاج‌گونه» روی شیشه و سپس موسوی که از سر بی‌اعتنایی به زن می‌گوید: «باید برم، جلسه دارم... یک نفر با این خانم صحبت بکنه!» بار دیگر به دیالوگ و نمادهای تصویری دقت کنید آیا مجیدی دچار گاف شده است یا ایشان کار مستند کرده است و حقیقت وجودی موسوی را عیان کرده است؟

3- خنده نمایشی و لبخند سینمایی موسوی در تمام صحنه‌هایی که رو به دوربین صحبت می‌کند حاکی از فشاری است که مشاورین بر او تحمیل می‌کنند. در واقع عمل به این توصیه که ایشان اخم نکند و رو به دوربین با لبخند سخن بگوید باعث شده که در بسیاری از صحنه‌ها میمیک صورت در تضاد با جنس صحبت‌های موسوی باشد.

4-  «اون روزی که حضرت امام داشتند تشریف می‌آوردن»، «اومدیم تو خیابون»، «مردمو دیدیم مشغول چیز هستند. مشغول جارو و پارو هستند... و بنده اولین بار حضرت امام را در ماشینی که اومد رد شد دیدیم.»
این جمله اعتراف ساده‌ای است که موسوی هیچ نقشی در شکل‌گیری انقلاب نداشته است و حتی چنین می‌نماید که روز 12 بهمن حضور ایشان در خیابان اتفاقی بوده است!

5-  وقتی آقای مهندس موسوی به مزرعه چای وارد می‌شود در زیر باران شدید کسی که خود زیر بارش، خیس باران شده چتر را بالای سر موسوی گرفته است! حالت اتو کشیده موسوی و تحقیری که متوجه مرد همراه ایشان است بدجوری ذائقه بیننده را آزار می‌دهد، قیاس کنید با همه صحنه‌هایی که آقای احمدی‌نژاد زیر باران بی‌هیچ چتر و سایبانی میان مردم رفته است.

6- «یکی را خودی می‌کنند یکی را ناخودی می‌کنند...» راستی اصطلاح خودی و غیرخودی مربوط به چه شخصیتی است و اعتراض ناصواب موسوی عصیان در برابر کیست؟

7- «از دوستی با مردم نباید رنج ببریم» این شاکله حرف موسوی در این فیلم است اما گویی کارگردان فراموش کرده که این جملات ظاهراً در اعتراض به کسی باید باشد که اتفاقاً «مردمی بودن» او اصلی‌ترین صفت او در چهار سال گذشته بوده است!

8- «در جامعه سوداگر 5 میلیون جیب نماینده بگذاریم...» کسانی که سابقه این موضوع را می‌دانند اطلاع دارند که 5 میلیون نه برای جیب نماینده که از مدت‌ها قبل برای توسعه مساجد توزیع می‌شده است که در مقطعی با سفسطه به چالش کشیده شد اگر چه در همان زمان کسی این 5 میلیون را «در جیب نماینده گذاشتن» تعبیر نکرد و لحن موسوی توهین مستقیم به کل نمایندگان مجلس بود.

9- صحنه‌های دیدار با مراجع و متأسفانه استفاده ابزاری کردن از مسائل اعتقادی قبل از هر چیز خلاف آیین‌نامه‌های انتخاباتی است، اگر چه این امکان و اعلام حمایت برای احمدی‌نژاد کاملاً فراهم است اما تبعیت از قانون مانع چنین بهره‌وری ناپسندی از سوی ایشان شد.

 

 

10- کسی با خشم خطاب به موسوی از شوری آب و سختی زندگی می‌گوید و «خطاب به او» می‌گوید که آیا تا حالا با چنین مردمی زیسته است و یا درد آنها را می‌داند. بی‌تردید مخاطب آن جوان دردکشیده خود موسوی است که در همه این سال‌ها در کنج گالری‌ها و گوشه نمایشگاه‌های بالای شهر به سر برده است و اتفاقاً یکی از نقایص بزرگ فیلم سکوت سنگین راجع به بیست سال انزوای خودخواسته موسوی است و درواقع این بخش را باید خودزنی بازیگر فیلم دانست.

11- موسوی در جایی از «عقلانیت جمعی» سخن می‌گوید که از شعارهای محسن رضایی است و در جایی دیگر از مبارزه و ایستادن و دفاع از ملت‌های جهان سخن می‌گوید که از شعارهای احمدی‌نژاد است! برای پیدا کردن این تناقض به یاد بیاوریم که موسوی قبلاً اعتراف کرده بود که حرف‌های او با احمدی‌نژاد مشترک است و احتمالاً‌در عمل متفاوت خواهد بود!

12- پرچم هر کشور نماد عزت و اقتدار آن ملت است و قداست ویژه‌ای دارد و شگفتا کسی که داعیه فرهنگ ایران دارد پرچمی را به دوش می‌کشد که حروف انگلیسی بر آن نقش بسته است! و همین پرچم با چنان بی‌اعتنایی بر دوش اوست که دوبار اگر دقت اطرافیان او نباشد از شانه‌هایش لیز می‌خورد!

13- نشان دادن لوگوی روزنامه‌های «عصر اقتصاد، کار و کارگر و ابتکار» که تیترهایی را به حمایت از موسوی انتشار داده‌اند علاوه بر این که یک نشانه‌شناسی ابتدایی در ذکر این نام‌هاست به لحاظ قانونی خالی از ایراد نیست.

14- استفاده از بازیگر زنی که قرار است درد کشیده باشد وهن شعور و ادراک مخاطب است، جملات نمایشی ایشان که نشان از تمرین مستمر دارد و حالت چهره معذب موسوی که بلد نیست به درستی نقش یک «نابازیگر» را در فیلم‌های مجیدی ایفا کند چالش بزرگی است که دست گردانندگان آن را بدجوری رو می‌کند!

15- موسوی همچنان نسبت به خاتمی بداخلاقی می‌کند و در حالی که خاتمی تمام عیار برای تبلیغ موسوی به میدان آمده است، جز تصویری بی‌صدا و گذرا در حد یک فریم، هیچ نشانی از او در فیلم نیست!

16- یکی از گاف‌های بزرگ فیلم جایی است که زن بازیگر خطاب به موسوی می‌گوید: «انرژی هسته‌ای نمی‌خوایم من بچه‌ام رو می‌خوام!» و در واقع گویی که انرژی هسته‌ای نه یک آرمان ملی و خواست عمومی که از عیوب دولت نهم است که موسوی از زبان زن بازیگر آن را زیر سوال می‌برد!

این بخش اگر چه به طور بچگانه‌ای تبدیل به لب‌خوانی و پارازیت صدایی شده است اما اتفاقاً مقصود کارگردان شنیده شدن و اثرگذاری بیشتر آن پلان است، به راستی تصور موسوی از مردم چیست و از اقتدار ملی و غرور و عزت کشور چه تعریفی دارند؟

17- «این مملکت مملکت امام زمانه...» معلوم می‌شود ذکر امام زمان تنها از زبان ایشان خوش است! و یا شاید بهتر بگویم معلوم می‌شود که آنها هم فهمیده‌اند که اگر می‌خواهند در دل مردم باشند باید حرفشان از جنس اعتقادات مردم باشد، فقط می‌ماند عذاب وجدانی که چرا چهار سال به کسی که همین حرف را زده است انواع توهین‌ها را رواداشته‌اند.

18- تمام زمینه تصویر در بخش‌هایی که موسوی رو به دوربین صحبت می‌کند سیاه و تار است، این مسأله به لحاظ نمادشناسی اهمیت بسیار دارد. آیا ایشان نظام را تماماً سیاه می‌بینند یا باز هم ناشیگری کارگردان کار دست او داده است و او را بر آمده از جهل و سیاهی می‌‌داند!
19-  موسوی هنوز هم به «نخست‌وزیر 8 سال دفاع مقدس» افتخار می‌کند و البته اعتقاد به آن روزهای حماسه جای افتخار نیز دارد اما سوال ساده اینکه چرا در هیچ صحنه‌ای نشانی از «چفیه» بر دوش یا گردن این مقام سال‌های دفاع مقدس نیست؟ آیا دوره آن گذشته است؟!

20- بعد از پارتی بزرگ آزادی اعتراض متدینین به صحنه‌های غیراخلاقی و ولنگاری بخشی از هواداران ایشان باعث شد تا نزدیکان موسوی از آن برائت جویند و آن را توطئه‌ای علیه خود بخوانند اما صحنه دختران بدحجاب حامی موسوی در فیلم مجیدی نشان داد که حقیقت همان چیزی است که در قاب تصاویر عکاسان نیز در ورزشگاه آزادی ثبت شده بود.

و سخن آخر اینکه تفاوت مستند احمدی‌نژاد با فیلم موسوی در آن است که احمدی‌نژاد خود کارگردان آن صحنه‌ها بود و آنچه که به نمایش درآمد یک پلان از مجموعه تصاویری بود که مردم بارها در شهر و روستای خود در دیدار با رییس‌جمهور محبوب خود دیده بودند اما در فیلم مجیدی موسوی به تعبیر یکی از روزنامه‌های اصلاح‌طلب «فیلم» شده بود و این میزان تضاد چنان آزاردهنده است که به لحاظ سیاه‌نمایی «نقطه عطفی در تاریخ انتخابات است!».

دوشنبه یازدهم خردادماه سال 1388

چرا احمدی نژاد بهترین گزینه است؟

  • تعداد صفحات :3
  • 1  
  • 2  
  • 3  

لینکدونی

لینکستان



آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

اَبر برچسبها



جنبش مردمی نه، به ان پی تی